صرافی آنلاین رمزارز
صرافی کامکس٫ خریدوفروش ارزدیجیتال٫

روانشناسی در پس فروپاشی بازار

خلاصه

  • ترس و هراس نشانه ای از فروپاشی بازارها است.
  • آشنایی با اصول روانشناسی عامل بسیار مهمی در بازارهای نزولی است.
  • تا زمانی که ترس و نگرانی مورد «پذیرش» قرار نگیرد، اوضاع بهتر نمیشود.

بازار ها به وحشت نیاز دارند! ترس این اولین گام برای حرکت به سمت بهبودی در بازار ها است ، اما آخرین گام نیست . ورود به مرحله فروپاشی بازار، معمولا با ترس و وحشت شروع می شو و ما هنوز به آنجا نرسیده ایم. 

از کتاب راهنمای سرمایه گذار ماوریک من

مطلب زیر نقل قول مستقیمی از کتاب “راهنمای سرمایه گذار ماوریک من” است :

هراس در بازار در چند مرحله رخ می دهد:

بازارهای سهام به طور غیرمنتظره و به سرعت سقوط می کنند. چونکه ناگهان تعداد فروشندگان ، بسیار بیشتر از خریداران میشود. اخبار به سرعت منتشر می شوند. بازارها در واقع بخشی از صنعت اطلاعاتی هستند.

با ادامه کاهش قیمت سهام و سایر دارایی ها مانند اوراق قرضه، مستغلات و کالاهایی مانند نفت یا مس، انواع سرمایه گذاران به وحشت می افتند و سعی می کنند تا دارایی های آسیب پذیر خود را سریعتر بفروشند. و تمام این موارد در یک زمان اتفاق می افتد.و ازطرفی افرادی هم که ذاتا، به خرید دارایی ها علاقه مند هستند نیز در این شرایط دچار هراس شده و هر اقدامی را به تعویق می اندازد.

اما پس از نشستن گرد و غبار های این انفجار ، حجم دارایی ها در بورس و سایر بازارها دچار خشکسالی شدند و بسیار لاغر و نحیف شده. الان فروشندگان متوجه می شوند که اگر خریداری در بازار نباشددیگر نمی توانند چیزی را بفروشند. از آن طرف خریداران بالقوه هم نگران هستند که اگر الان چیزی را بخرند ممکن است که بیش از این کاهش یابد.

عکس از: دانیل ناپولد/ رویترز

چیزی که تا همین اواخر فراموش شده بود ” وحشت واقعی ” است. و اغلب سعی در مخفی کردن آن داشتند و یا حضور ترس و وحشت را توجیه میکردند و به گردن سایر رویدادها می انداختند . کارشناسان زیادی در مطبوعات و تلویزیون وجود دارند که به همه می گویند وحشت نکنید، هر موقعی که کروناویروس تحت کنترل قرار بگیرد، همه چیز به حالت عادی باز می گردد. 

فرض آنها بر این است که فقط ویروس است که مشکل دارد و مسبب رخدادهای بازار شده است. نقدینگی بیش از حد در جامعه ، باعث ارزش‌گذاری‌های ظالمانه و ایجاد تورم افسار گسیخته در بازارها میشود و البته که جرقه این تورم ها به بهانه COVID-19 زده‌ شد.

 تا زمانی که خوش بینی و امید هنوز کاملا از بین نرفته باشد ، فرصت برای شکار وجود دارد و هنوز میتوان فرصت هایی را بوجود آورد. به عنوان مثال در چنین شرایطی، سرمایه گذاران و معامله گران خوشبین، معمولا فروپاشی بازار را انکار می کنند، و اصرار بر این دارند که سهام و دارایی آنها هنوز در حال فروش است و الان زمان برای کاهش میانگین است.

چرخۀ احساسی بازار THE CYCLE OF MARKET EMOYIONS

برخی از معامله گران و سرمایه گزاران بازار هنوز در حال انکار هستند و نپذیرفته اند که از مدت ها قبل وارد فاز شوک شدند و زمانی که این موضوع را بپذیرند و باور کنند ، شاهد تغییراتی در ذهن و روان و رفتار آنان (سرمایه گذاران) خواهیم بود.

ابتدا دچار عصبانیت شده و سپس به طور غیرمنطقی وارد گفتگو و مذاکره میشوند. البته بهتر است به جای “مذاکره” از عبارت ( چانه زنی ) استفاده شود.

این عصبانیت همراه ترس اتفاق میافتد. به عبارت دیگر ابتدا دچار ترس میشوند و سپس برای توجیه شرایط و دلیل رخ دادن این ضررها، به سراغ سایرین میروند و آنها را مقصر در وقوع این شرایط می پندارند و سایرین را سرزنش می کنند.

کارگزاری معاملاتی ، مشاوران سرمایه گذاری، مشاوران خودشان ، مسئولین و مدیران اقتصادی کشور و … همه برای بدبختی آنها متعهد شده اند.

 و پس از آن دوران افسردگی و سرخوردگی را تحمل میکنند . راه کار مناسب برای چنین شرایطی این است که به جای انکار گذشته، چشم به آینده داشت. وقتی بازارها و سرمایه گذاران این موضوع را پذیرفتند و باور کردند که بازار قرمز و آشفته است ، دیگر همه چیز به سادگی تغییر میکند و اکنون میتوانند یک رالی جدید را مدیریت و رهبری کنند.

مدل های دیگری از چرخۀ احساسی بازار وجود دارد، اما اکثر آنها مراحل مشابهی دارند(مدل 4 یا 6 یا 14مرحله ای). 

چیزی که باعث ایجاد یک بازار نزولی و طولانی مدت می شود این است که سرمایه گذاران نیز از جنس مردم هستند. در یک مرحله از چرخۀ احساسی بازار، گیر می کنند.

بنابراین زمان مناسب برای بازگرداندن سرمایه به بازار چه زمانی است؟ 

پاسخ به این سوال بسیار مشکل و چالشی است،

برای پاسخ به این سوال پوشش خبری روزانه ای را نمیتوان یافت.چونکه این از جنس «اخبار» نیست و رسانه ها و مطبوعات ، به آن نمی پردازند.

اغلب تحلیلگران هم در چنین شرایطی تمایل دارند که اهداف قیمتی پایینتر را منتشر کنند و تحلیل های خود را به سختی آپدیت میکنند. آن دسته از تحلیل گران هم که نقطه ورود به بازار را میبینند ، برای انتشار مطلب ، احتیاط میکنند و جرات اعلام آنرا ندارند زیرا با استقبال عموم مواجه نمیشوند. بازار ملتهب است و شک و تردید در ذهن کاربران به اوج خود رسیده است. هرچند که خود تحلیل گران هم در چنین شرایطی به نتیجه تحلیل خود شک دارند.

از طرفی در سطح جامعه شاهد رها شدن ، بسیاری از تیم های تحلیلگر هستیم زیرا در چنین شرایطی بسیاری از شرکت‌های مالی و سرمایه گذاری ، در راستای اجرای سیاست های کاهش هزینه‌ هستند و برای حذف هزینه های سربار و کاهش پرداختی ها ، اقدام به اخراج موقت یا دایم نیروهایشان میکنند.

به خصوص آن دسته از نیروها که باعث عصبانیت شدند و از نگاه سرمایه گذار، یکی از مقصرین در رکود اقتصادی هستند. همانطور که در ابتدا بیان شد، برخی از سرمایه گذاران و شرکت ها در یکی از مراحل از چرخۀ احساسی بازار ، گیر میکنند و چنین تصمیماتی بسیار رایج است.

 اگر پوزیشن های معاملاتی شما جواب نمی دهد، آنها را متوقف کنید.
اگر در سیکل بازار  گیج شدید ، مطمئن باشید که تصمیمات اشتباه خواهید گرفت 
 فعالیت در بازار را متوقف کنید و کمی فکر کنید.
منطقی باشید و نه احساسی.

بازار در بخش‌های حساس اقتصادی مانند صنایع ، معدن، محصولات مصرفی و خدمات ، معمولاً زودتر از سایر بازار مالی و کریپتو ،روند صعودی را شروع میکنند، در حالی که هیچ‌کس به آن توجهی نمی‌کند.

بنابراین، همانطور که عکس نشان می دهد: من می خواهم بسیاری از سرمایه گذاران وحشت کنند. این تایید می کند که ما در یک بحران واقعی هستیم و این فقط یک اصلاح نیست. من وحشت نخواهم کرد، اما با آرامش پیشرفت بازار را در چرخه غم و اندوه ارزیابی خواهم کرد و منتظر فرصتی برای پرش خواهم بود – درست همانطور که در سال 2011 هنگام نوشتن کتاب انجام دادم.